مشاوره به شهردار تهران « قسمت اول »



​درابتدا این خبرخوب را به مدیران شهرداری می دهیم که اگر این نوع مقاله ها را با دقت بخوانند و پیشنهادات مناسب را پیگیری و اجرا کنند ، درآینده از شهروندان ، مشاوره بیشتری دریافت خواهند کرد . این اتفاق خوبی برای شهرتهران خواهد بود ، زیرا پیچیدگی های شهرتهران زیاد است و مدیران نباید به روزمرگی دچار شوند .





مدیریت شهر نیاز به راهبردهای کلان و احاطه کامل به جزئیات دارد . متاسفانه شهر تهران هم درسطح کلان و هم در جزئیات مشکلات زیادی دارد . ما دراین مقاله علاوه براینکه به برخی اشتباهات ومشکلات اشاره می کنیم ، پیشنهادهایی نیز ارائه می دهیم .



آب باران ، فاضلاب و چاه جذبی



تقریبا همه خانه های قدیمی تهران ، حداقل دو چاه جذبی داشتند بصورتی که چاه آشپزخانه از چاه فاضلاب تفکیک می شد . البته پشت این موضوع یک باورمذهبی هم بود و مثلا مردم معتقد بودند که نباید آب مصرفی آشپزخانه برای آبکش برنج ( نعمت الهی) با فاضلاب مخلوط شود و .... ضمنا اگرآب باران روی بام ، توسط ناودانی تخلیه نمی شد ، معمولا این آب نیز به چاه آشپزخانه می ریخت و با فاضلاب مخلوط نمی گشت . برای چاه جذبی آشپزخانه ، فقط یک میله حفرمی شد و مسلما به تخلیه هم احتیاجی نداشت.


با شروع آپارتمان سازی ، بازهم بسیاری ازمنازل این موضوع را رعایت کردند . ولی از زمانی که شبکه فاضلاب شهری شروع به کار کرد ، متاسفانه به این موضوع توجه نشد و معمولا فاضلاب آشپزخانه ، حمام ، آب باران بام ها و حتی حیاط و بالکن ها با فاضلاب توالت ساختمان ها مخلوط می شوند و دستورالعملی برای تفکیک وجود ندارد .


پیشنهاد ما این است که درگام اول و هرچه سریعتر شهرداری تهران با هماهنگی شرکت آب و فاضلاب ، حداقل سازندگان و ناظران ساختمان های نوساز را مکلف کند که به هیچ وجه آب باران در بام ها و حیاط ها به فاضلاب منازل اضافه نشود . برای همه ساختمان ها می توان با حفر یک چاه به شکل میله ، آب باران را به زمین برگرداند .


واضح است که اگر کل ساختمانهای یک شهر با رویه فعلی به شبکه فاضلاب وصل شوند با احتساب سطح بام و حیاط ، تقریبا نصف آب تمیز و پاکیزه باران همیشه هدر می رود و این مقدار از آب باران فقط حجم فاضلاب را افزایش می دهد . علاوه بر این گاهی بعد از باران های شدید در تهران ، مشکلاتی نیز در شبکه فاضلاب بوجود می آید ، زیرا حجم فاضلاب شبکه ناگهان افزایش و همزمان غلظت آن کاهش می یابد .





موضوع بعدی ، جوی و یا جوب های تهران است . این جوب ها را درهیچکدام از شهرهای جهان نمی بینیم و شاید تهران و شهرهای بزرگ ایران تنها شهرهای میلیونی جهان باشند که درهر خیابان و کوچه ای از کانال های کوچک روباز برای جمع آوری و انتقال آب باران ( و احیانا آب قنات ) استفاده می شود . البته به نظر می رسد که شهرهای دیگر کشور نیز صرفا از تهران الگو گرفته اند .


این جوب ها مسلما انتخاب خوبی برای شهر تهران نیستند و می توان جایگزین های بسیار بهتری بصورت دفنی برای آنها طراحی و اجرا کرد . به همین دلیل هیچ کشوری این روش را انتخاب نکرده است . حتی شهرهایی که دهها برابر تهران بارندگی دارند از این روش استفاده نمی کنند . جوب های تهران غیراز خطرات و مشکلات فیزیکی و بهداشتی که برای شهروندان دارند ، فضای مفید خیابان ها و کوچه ها را کم می کنند .


البته مشکل دیگر جوب ها این است که خاک و زباله درآنها جمع می شود و هنگام باران ، آب تمیزو پاکیزه را آلوده می کند . ضمنا هنگام باران همیشه گرفتگی جوب ها در زیر پل ها و.... را شاهد هستیم . گاهی نیز برعکس است و هنگام باران شدید ، آب جاری در بعضی جوب ها فقط کسر کوچکی ازسطح مقطع آن است . به راحتی می توان فهمید که عمق و سطح مقطع جوب ها براساس سطح آبگیری واقعی و ..... محاسبه نمی شوند . حتی امروزه نیزاین جوب ها با همین دیتایل های تیپ اجرا می شوند . ولی به هرحال شهروندان مجبورند این چاله ها و خندق های زشت و گاهی خطرناک را در طول سال تحمل کنند .


شاید هنوز کسانی آبیاری درختان را دلیلی برای وجود این جوب ها بدانند ولی این تفکر اشتباه است و ضرورتی برای این موضوع نیست . کرت بندی باغ و روستا نمی تواند الگوی مناسبی برای شهری با هزاران کوچه و خیابان باشد . اساسا برای آبیاری درختان و فضای سبز شهر، باید فکر و طراحی مستقلی داشت و نمی توان تنها به آب باران متکی بود هرچند که مسلما آب باران و شبکه جمع آوری آب باران می تواند قسمتی ازاین تفکر وطراحی باشد . نوع و لوکیشن فضای سبز ، سیستم آبیاری را به ما دیکته می کند . تلفیقی از آب باران ، چاه ، پمپاژ، قنات ها و همچنین آبیاری های دستی و ماشینی و ..... آبیاری فضای سبز شهر را شکل می دهند . ضمنا نباید برای شهرکم آبی مثل تهران ، مزایای آبیاری هوشمند و مکانیزه را فراموش کرد .





​همزمان با حذف تدریجی جوب های تهران و اجرای گریل ، لوله و کانال های سربسته و ... باید نگاه جدیدی به سطح معابر داشته باشیم . استفاده ازمصالح نفوذپذیر و روش های خشکه چینی و جزئیاتی که باعث می شود آب باران به جای جاری شدن به خاک نفوذ کند ، روش های مدرنی است که سال ها دربسیاری ازکشورها استفاده شده و مسلما به خاک تشنه تهران نیز کمک خواهد کرد . شهرهای اروپایی که درآمدهای افسانه ای از توریست دارند ، همیشه معابر خود را پر از سیمان ، آسفالت و.... نمی کنند و حتی الامکان به آب اجازه می دهند به زمین جذب شود .


مساحت شهرتهران بسیار بزرگ است . بام ها ، حیاط ساختمان ها و همچنین معابر شهرهمگی سطح باران گیرمستقیم این شهرهستند. ولی ما باید مجموعا برای مصرف آب باران و همچنین مصرف آب چاه ها و قنات های موجود شهر برنامه داشته باشیم . یعنی باید بدانیم با احتساب همه موارد ، چند درصد از آب باران جذب زمین و آبیاری فضای سبز می شود و چند درصد از آن را می توان به زمین های کشاورزی جنوب تهران منتقل کرد . برای انتقال آب باران به جنوب تهران می توانیم تلفیقی از روش های مدرن و روش های سنتی مثل قنات استفاده کنیم و آب پاک و تمیز را به زمین های کشاورزی جنوب تهران برسانیم . مسلما انتقال آبهای آلوده به این مزارع ، شایسته شهر تهران نیست .



خاک نباتی ، تفکیک و مدیریت نخاله های ساختمانی



خاک های نباتی خاک هایی هستند که معمولا درآنها ریشه گیاهان و برگهای فرسوده وجود دارد . این نوع خاک ها برای تحمل بارهای وارده از طرف سازه ها مناسب نیستند و حتی با فشار انگشتان دست فرو می ­روند ولی برای کشاورزی بسیار ارزشمند محسوب می شوند . تشکیل خاک نباتی در طبیعت هزار هزار سال طول می کشد و این موضوع می تواند ارزش این نوع خاک را بیان کند .


متاسفانه هم در پروژه های عمرانی کشور و هم در پروژه های شهری ، معمولا اهمیت این خاک نادیده گرفته می شود و درابتدای عملیات خاکبرداری و گود برداری با خاکهای دیگر مخلوط می شوند وعملا کاراز کار می گذرد . متاسفانه در پروژه های عمومی شهر و همچنین پروژه های خصوصی ، دربعضی مناطق تهران مثل منطقه ۲۲ این اشتباه هر روز انجام می شود .


پیشنهاد می کنیم شهرداری تهران دراین مورد پیشقدم شود و با قانون و روش مشخص ، همه سازندگان و ناظران شهر را موظف کند که اگر خاک نباتی در پروژه آنها وجود دارد ، قبل ازهرکاری لایه پانزده تا بیست سانتیمتری از خاک نباتی را جداگانه برداشت کنند و آن را به شهرداری و یا شرکت های مشخص تحویل دهند و یا بفروشند .





مدیریت نخاله های ساختمانی شامل روش های جداسازی و تفکیک ، بازیافت و دفن استاندارد ضایعات است . البته در بعضی موارد خبرهایی از اقدامات شهرداری به گوش می رسد ولی متاسفانه در زمینه تفکیک نخاله های ساختمانی درمحل ، که شاید ساده ترین بخش این پروسه باشد ، هنوز شهرداری راهکار و قوانین سخت گیرانه ای ندارد .


سازندگان صرفا اجناس و مصالحی را از نخاله ها جدا می کنند که بلافاصله نقد شونده باشند و حتی نخاله های آزبست دار و سمی ، پلاستیک و شیشه را با سنگ ، خاک ، أجر و گچ مخلوط کرده و ازمحل کارگاه خارج می کنند و با این کار تقریبا شانس تفکیک ساده و ارزان را از شهرمی گیرند . پیشنهاد ما مشخص است؛ قوانین باید همه سازندگان را موظف کند تا حتما بخشی ازتفکیک نخاله ها درمحل انجام شود .



هویت شرقی و اصالت را به تهران برگردانیم



مردم شهر در پیام رسان ها برای یکدیگر آرزوی خوشحالی و آرامش می کنند . معمولا عکس پیوست دراین پیام ها ، تبلور و تداعی کننده خوشبختی است . این عکس ها می تواند یک انتخابات پنهان برای امیدها و آرزوی شهروندان باشد . دراین عکس ها بیش از هر چیز شاهد فضای صمیمانه ایرانی و شرقی هستیم . شاخص ترین عناصر این عکس ها ؛ حوض و ماهی ، گلدان شمعدانی ، شیشه های رنگی ، ظرافت های هنر کاشی کاری و آجرکاری و .... هستند . مردم درفضای عمومی شهر، مدارس ، پاساژها ، ساختمان های عمومی و حتی خانه های خود مناظر دیگری می بینند که ایده آل آنها نیست .


ولی واقعا چرا آرامش و دسترسی به ساده ترین فضاها ی بومی و سنتی ، برای شهروندان همان کشور آرزو شده است ؟ برای این سوال جواب های زیادی می توان یافت ولی به هرحال نباید فرصت را از دست داد و به این به هم ریختگی و بی هویتی دامن زد . باید تلاش کرد که شهر تهران و زندگی شهروندان آن ، بار دیگر رنگ و هویت خود را بیابد .


چرا نباید پمپ بنزین های شهر، ایستگاههای اتوبوس ، مدارس ، ساختمان های شهرداری و .... با کاشی کاری ممتاز ایرانی آشتی کنند و نقش اساطیر و ادبیات کهن فارسی را درآنها ببینیم . هنوز کاشی کاری ایران در زمینه نگهداری ، نظافت ، رنگ و عمر طولانی هیچ رغیبی ندارد و از همه مهمتراین نوع معماری ، احساس آرامش و هویت را به شهروندان می بخشد .


چرا باید مبلمان شهری تهران ناهماهنگ و کاریکاتوری از شهرهای دست چندم جهان باشد . بعنوان مثال و برای شروع ، پل های عابر پیاده تهران را بر اساس فرهنگ ایرانی و منطبق با محل نصب طراحی کنید و استفاده از نقشه های تیپ و زشت را پایان دهید . همه پل های عابر پیاده می توانند مثل حیاط های ایرانی گلدان های شمعدانی و فضای سبز داشته باشند و درفصل گرما با پاشش آب ، فضای پل و حتی خیابان را مرطوب و خنک کنند . حوض و آبنماهای ایرانی باید زینت بخش معابر و میدان های شهر شود . شهر تهران از زیبایی وهویت ، تهی شده است و بسیاری ازعناصر ممتازمعماری ایران دراین شهر کاملا فراموش شده اند .





​مشکلات شهر تهران زیاد است و لیست پیشنهادات ما هم طولانی می باشد . ولی این مقاله را همین جا پایان می دهیم و درقسمتهای بعدی بحث را پیگیری می کنیم . ضمنا امیدواریم این مقاله مورد توجه همه خوانندگان وهمچنین مدیران شهرداری تهران قرار گیرد .


برای تهران بهترین ها را آرزو داریم .